... حرف هایی که بعد از تو در دلم ماند ...

لطفا برای مشاهده وبلاگ از فایر فاکس استفاده نمایید

..از همه ی دوستای خوبم..

..از همه کسانی که مطالب منو اینجا دنبال میکردن و میکنند..

..هر وقت نباشم احوالم رو جویا میشن و نگران حالم میشن..

..از همه بلاگهایی که لینکشون توی بلاگم هست و هر روز عادت داشتم مطالب زیبای تک تک شون رو بخونم و اگه یه روز نمینوشتن دلم میگرفت و براشون تنگ میشد..

..با تمام وجودم عذرخواهی میکنم..

..بیشتر از همه خودم دلم میخواد بازم مثل همیشه تمام احساسم رو اینجا بنویسم ..

..تا شاید خالی بشه این دل کوچولوی من..

..اما فعلا دستم به نوشتن نمیره..

..و یه عذرخواهی مخصوص هم از تو که هنوز هم نمیدونم اینجا رو میخونی یا نه..

..دلم برات تنگه  .. همین

 

 

پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/٢۳ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ توسط باران چکه کن رو باور من... () |

..خسته ام

.. از این همه تلاش

.. از این همه جنگیدن برای زندگی کردن .. برای خوب زندگی کردن

.. ساده زندگی کردن

.. برای بودن .. برای خوب بودن

.. احساس آدمی رو دارم که توی آتیشه .. اگه بمونه توی آتیش میسوزه

.. اما دیگه توان فرار کردن از آتیش رو هم نداره

.. انگار این زندگی و این دنیا اصلا قصد نداره روی خوبش رو هم به من نشون بده 

.. یا این زندگی داره خیلی به من سخت میگیره

.. یا من خیلی سخت گرفتم این زندگی رو

.. هر چی که هست

.. از وقتی یادم میاد ..دارم تلاش میکنم برای رام کردن زندگی .. دارم میجنگم

.. خسته شدم از این همه جنگ

.. دلم یه آرامش همیشگی میخواد

.. یه خواب ابدی

شنبه ۱۳٩٠/٤/۱۱ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ توسط باران چکه کن رو باور من... () |

Design By : Night Melody