... حرف هایی که بعد از تو در دلم ماند ...

لطفا برای مشاهده وبلاگ از فایر فاکس استفاده نمایید

...چقدر دلم میخواست به اون سالهای دور بر میگشتم ...

... باز همون دختر بچه کوچولو میشدم ...بدون کوچکترین مسئولیتی ...

... همون که تموم دقدقه ش دم سال نو ..

خلاصه میشد توی اینکه ..

از چه روزی دیگه مدرسه تعطیله ..پیک نوروزی رو که میگرفتیم..دیگه یعنی تعطیل ...

اینکه اون سال چقدر عیدی میگیره ...

 

...به اون روزها...

با اون احساسات و افکار بچه گونه...شیطنت های بچه گونه

...خنده های از ته دل ... گریه های بدون ترس

...

چی میشد اگه همیشه توی اون روزها میموندم؟؟!!

...

 

پ.ن. یه وقتایی که دقت میکنم ..میبینم شاید از نظر عقلی بزرگتر شدم اما از نظر احساسی هنور بچه ام...هنوز همون قدر زود اشکم جاری میشه

 

 

 

دوشنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢۳ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ توسط باران چکه کن رو باور من... () |

Design By : Night Melody