... حرف هایی که بعد از تو در دلم ماند ...

لطفا برای مشاهده وبلاگ از فایر فاکس استفاده نمایید

..فکر کن داری یه کتاب جذاب و خوندنی رو میخونی ...

.. و درست موقعی که جذب خوندنش شدی ...

..اونو از لابلای دستات بیرون بکشن ...

.. چه حسی بهت دست میده اگه فکر کنی دیگه هرگز اون کتاب به دستت نمیرسه؟؟...

..حسرت خوندن خط به خطش ...

..روی دلت سنگینی میکنه ...

..

و حالا...

من یه حسی شبیه اون رو دارم تجربه میکنم ...

.. خیلی تلخه ...

..امیدوارم هیچ وقت تجربش نکنی ...

 

 

پ.ن. منو ببخش که با کتاب مقایست میکنم... شاعر نیستم تا برات شعر بگم .. وگرنه تا الان یه مثنوی سروده بودم ...

شنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢۸ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ توسط باران چکه کن رو باور من... () |

Design By : Night Melody