یه قدم مانده به گل...

...همیشه نزدیک های سال جدید که میشد ..دلم میگرفت ...

حالا هم دلم گرفته...اما جنسش با اون روزها یه کم فرق داره...

خیلی زیاد هم کلافه و سر درگم هستم ...

...

این روزهای تو چه طور میگذره ..؟؟!!

/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوسک سیاه!

منم دم عید دلم یه جوری میشه همش دلهره دارم

زمزمه عشق

سلام چرا؟ چرا امروز باید اون خبر بد رو به من بدن؟[ناراحت]

یه ادم مثل همه

گاه که با دل خود لج میکنم میگویم نمیخواهمش... نه چشمانش را نه خنده هایش را و نه ابراز عشقش را هیچکدام را نمیخواهم بعد با خود عهد میبندم که دیگر به او فکر نخواهم کرد... اندکی که میگذرد سرشار میشوم از دلتنگی و دلتنگی و باز هم دلتنگی... نمیتوانم؛ میخواهمش! برمی خیزم به سراغش می روم میبینمش رو به آسمان نشسته پشتش به من است صدایش میکنم ... گویی از عمق وجودش پاسخ میدهد _ جانم ... اما صدایش گرفته صورتش را برمیگردانم میبینم خیس اشک است او نیز لج کرده بوده با دلش اما ... [گل]

باران

به غزل : خیلی خوبه یه حس دو طرفه... خیلی آرامش بخشه...اما وقتی یه طرفه باشه..یه طوفانه که آرامشی نداره..[ناراحت] حتما براش خاص بودی عزیزم[پلک]...امیدوارم سال خوبی رو شروع کنی [گل]

سپیده

منم دلم گرفته

دل شکسته نشانی باشد

منم که دیوانه عشقتم... منم که دیوانه نگاهتم... منم که در حسرت شنیدن ترانه عشقت... منم که در حسرت طلوع نگاهتم... منم که با نگاهی خیس دل شکسته ات را می خوانم...

sargardandarnet

دل من هم میگیره از این سالها که مثل برق می گذرند و خاطره هایی که در سالهای گذشته جا می مانند.