..دنیای مجازی...

...من این دنیای مجازی رو دوست دارم ...

..این با صدای بلند فکر کردن توی چهاردیواری ِ بلاگم رو دوست دارم ...

.. اینجا تنها جاییکه بیشتر از هر جای دیگه خودم رو به تو نزدیک احساس میکنم ... با اینکه فکر میکنم هیچ وقت گذارت به این مسیرها نمیخوره یا اگه اتفاقی راه گم کردی و از این مسیرها گذشتی ..چون اینجا زیاد خبری از خودِ واقعی ِ من نیست .. من رو نمیشناسی ...

...آره من این دنیای مجازی رو خیلی دوست دارم ...

...دنیایی که توی اون میتونم حرفامو بدون هیچ دغدغه ای بزنم و خالی بشم از افکاری که توی ذهنم و دلم اسیر شدن و هیچ وقت توی دنیای واقعی تبدیل به کلام نشدن ... از ترس ِ فهمیده نشدن .. درک نشدن ..حس نشدن .. بد تعبیر شدن

.. دنیایی که توش میتونم هر وقت دلم گرفت از دلتنگی هام بگم و نگران اطرافیانم نباشم که شاید ناراحت بشن و حوصله شنیدن غصه های منو نداشته باشن ...

.. اجباری توی شنیدن درد و دلهام برای هیچ کس وجود نداره ... هر کسی به اینجا اومد و به خونه کوچولوی من سر زد .. اگه دلش از نوشته هام گرفت و نخواست بخونه .. میگذره و میره و سکوت میکنه و دیگه هم هیچ وقت بهم سر نمیزنه ...

هر کسی هم خواست .. همدردی میکنه و احساسش رو میگه ...

دوستای ِ خوبی دارم که با نظراتشون گاهی حال ِ منو از گریه به خنده تغییر دادن...

..این دنیای مجازی رو دوست دارم..چون میتونم هر وقت دلم خواست بدون اینکه شناخته بشم برم و تو کوچه پس کوچه های بلاگ ها قدم بزنم ...بدون اینکه از کسی تنه بخورم ...یا کسی توی تاکسی از روی عقده خودشو بچسبونه بهم...

..این دنیای مجازی رو دوست دارم .. تنها جاییکه به محض ورود همه نمیخوان سر از کارت در بیارن .. اسم...سن و سال .. قد ..وزن................

.. فقط یه آدرس بلاگ دارم که اونم به هر کسی واقعا دلم خواست میدم که اونم اگه واقعا دلش خواست..به من سر بزنه ..

..هر جا دلم خواست میرم و خیلی راحت خودمو مهمون دلهای آدما میکنم .. بدون اینکه مهمون سرزده به حساب بیام .. اگه خوشم اومد از اون جا... بدون اینکه اجباری در کار باشه ... بازم میرم و بهش سر میزنم .. و اگه هم دوست نداشته باشم ..دیگه هیچ وقت بهش سر نمیزنم ..

..یه لیست از بهترین بلاگها برای خودم میسازم که کلی از خوندشون لذت میبرم و اگه یه روز نباشن ..دلم میگیره ..

..آره توی این دنیای مجازی خیلی از بایدها و نبایدهایی که برای دنیای واقعیمون ساختیم و آدمو آزار میده ..وجود نداره ..

..مجبور نیستی ..حتما اسم داشته باشی..یا اسمی که توی انتخابش نقشی نداشتی رو یدک بکشی ..

.. مجبور نیستی ..نقاب به صورت داشته باشی ... وخودِ واقعی ات رو پنهان کنی ...

.. مجبور نیستی احساس ِ واقعیت رو توی هزار توی ِ دلت قایم کنی ...

.. مجبور نیستی تا وقتی خودت نخواستی ..چیزی رو برای کسی توضیح بدی...

...

...آره این دنیای ِ مجازی رو دوست دارم...

... و تو رو هم دوست دارم ...

... برای همینه که این دنیا رو برای گفتن حرفهام انتخاب کردم ...

... حتی اگه هیچ وقت بهش سر نزنی و هیچ وقت من ِ واقعی رو نشناسی ...

/ 36 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاهرخ

البته هرچقدر هم اهل وبلاگ خوندن باشن احتمال اینکه از طریق وبلاگ خونی پیدات بکنن تقریبا صفره!! تازه بدونن وبلاگ می نویسی "شاید" بتونن پیدات کنن... ولی خوب. هرجور خودت راحت تری...

شاهرخ

اگه کس دیگه ای هم پشت کامپیوترت میشینه کار خطرناکیه سر زدن به وب تو محل کار! به هیچکی نگفته بودی ولی بالاخره یه سوتی ای دادی دیگه! ببین چی بوده که دیگه تکرارش نکنی!! [لبخند]

لی لا

منم اين دنياي مجازي .... وبلاگ رو دوست دارم .... يه جورايي آشغالدونيه .... ميشه همه غصه هاو زندگي رو روش بالا آورد ....

minerva

بايد اعتراف كنم كه من دنياي واقعي رو با تمام بدي هايي كه داره و نام بردي ترجيح مي دم به دنياي مجازي... نمي دونم چرا... شايد يه علتش اين باشه كه وقتي تو وبلاگت رو مي بندي ؛ يا دوستي اين كارو مي كنه براي هميشه نيست مي شه... نمي دونم يه جور حس خاصه كه بايد برات پيش بياد تا متوجه منظورم بشي... من ديگه دارم از دنياي مجازي مي ترسم...

فانی

سلام خاله باران. بدجور شیفته ی این نوشته ات شدم. اجازه میدی تو وبم بزارمشششششششششششش[قلب]؟؟؟

اینقدر قشنگه که نمیتونم حرفی بزنم واقعا ممنون [تایید][قلب][چشمک]

رهگذر

سلام گذری رد میشدم خیلی صادقانه و با احساس بود تبریک میگم سعی میکنم باز سر بزنم موفق باشید

بیقرار

این متتونو خیلی دوست داشتم با اجازه کپییش میکنم تو وبلاگم

سنا

خیلی زیبابود [گل]

محمدرضا

سلام دفعه اولی بود که به یه وبلاگ برخوردم که نوشته هایش شبیه حس من بود واقعا تبریک میگم وبلاگ خوبی بود نوشته هایی شبیه ی حس خوب و واقعی موفق باشین.