مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه ...

مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه

غم با من زاده شده منو رها نمیکنه

شب که از راه میرسه غربتم باهاش میاد

توی کوچه های شب باز صدای پاش میاد

من غمای کهنه مو بر میدارم

که توی میخونه ها جا بزارم

میبینم یکی میاد از میخونه

زیر لب  مستونه آواز میخونه

گرمی مستی میاد تو ی رگهای تنم

میبینم دلم میخواد با یکی حرف بزنم

کی میاد به حرفای من گوش بده

آخه من غریبه هستم با همه

یکی آشنا میاد به چشم من

ولی از بخت بدم اونم غمه

...

خسته از هرچی که بود خسته از هر چی که هست

راه میفتم که برم مثل هر شب مست مست

باز دلم مثل همیشه خالیه

باز دلم گریه ی تنهایی میخواد

برمیگردم تا ببینم کسی نیست

میبینم غم داره دنبالم میاد

...





پ.ن. این ترانه قشنگو هایده خونده

 

/ 2 نظر / 23 بازدید
اتنا کوچکی

دختر شبیه خنده از یاد رفته ام / بی عشق و بوسه بی کمکی گریه می کند یک شعر پنچ ستاره!!! انگار رد پای کسی روی برفهاست هر شب چه کار میکنی تنها بدون من؟ در من صدای دخترکی گریه می کند با ریتم ریز و با نمکی گریه می کند رفتی و باد کرده دلم توی این کفن شب گریه های مستمرم جان گرفته است دختر شبیه خنده ی از یاد رفته ام بی عشق و بوسه بی کمکی گریه می کند در عطر خاطرات تو باران گرفته است اول از همه : عنوان این شعر از سر خودخواهی یا خود شعر بزرگ بینی نیست، فقط چون 5 تا ستاره و 5 تا توضیح داشت با دو تا تکمله اینو نوشتم چون ایهام داشت دوم از همه اینکه مثله همیشه هیچ ادعایی بر ایجاد یک نوع رویه خاص در غزل سرایی ندارم و تنها منطق شعر این ضرورت را ایجاد کرد تا کاری این چنین نوشته شود، پس اگر شبیه سبکی بود ندانسته بوده و هیچ قصد پیروی نداشته ام سوم از همه همه حتما نظراتتان را بگویید حتی اگر به بدترین شکل باشد و آخر از همه برای خواندن متن کامل به وبلاگ به این ادرس سر بزنید www.jigherosary.persianblog.ir با تشکر Άθηνά

عکاس کثیف

دیگه به من سر نمی زنی دلمون برات تنگ میشه درسته دیگه مستی هم دردت رو دوا نمی کنه اما امیدوارم که مستی چاره ساز باشه در حد اقل خودش