همکار

همکارم میاد پیشم و من شروع میکنم راجع به یه موضوعی(موضوع غیر کاریعینک) باهاش حرف زدن...

..حرفمو که هنوز تقریبا یک جملش هم به سلامتی!! تموم نشده ..

با کمال احترام.. و با این جمله که خیلی وقتها شنیدم قطع میکنه:دقیقا.. منم مثل تو... ... و بعد شروع میکنه به تشریح چیزی که به نظر میباید در ادمه حرفای من باشه.. اما هر چی بیشتر گوش میدم ..کمتر شباهتش رو با حرفی که من قرار!!!  بود بزنم پیدا میکنم...

حرفش که تموم میشه... پا میشه از اتاقم میره بیرون..ابله

...

..بیشتر که دقت میکنم ..میبینم این روزها با خیلیها که حرف میزنم همین طور شدن..

..انگار همه میخوان که حرف بزنن..

..انگار همه میخوان که یکی بهشون گوش بده..

..منم که اصولا به این زودیا به حرف نمیام..

..وقتی میبینم اونها این همه علاقه دارن حرف بزنن..

..مثل همیشه سکوت میشم و گوش میدم..حتی فرصت نمیدن با یه جمله تاییدشون کنم یا یه کلمه یه چیزی بگم..

...

..و این داستان همیشه تکرار میشه ..

 

پ.ن.١. ... من دیگه فهمیدم که وقتی همکارم میاد توی اتاق میخواد خودش حرف بزنه..

و علاقه ای به شنیدن حرفای من نداره..مژه

پ.ن.٢. .. پس به من حق بدید که بیام اینجا حرف بزنم... یه عمر گوش بودن .. آدمو خسته میکنه. . توی این دنیای مجازی دارم تمرین زبون بودن میکنم...زبان 

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام همکار[مغرور]

آرش

سلام همه ما به شنیده شدن احتیاج داریم یکی میره تو اتاق همکارش یکی میره سراغ تلفن یکی هم مثل ما میره سراغ خودش و دست به قلم میشه ولی خوش به حال ما درد سرش کمتره [چشمک]

Aria Lonely

همیشه شنونده بودن خیلی سخته ینی خععییلییی

باران(باز باران)

باران جان تقصیر اون همکار بیچارت نیست. همه دنبال گوش شنوا می گردن... مخصوصا گوش باران باشه ..سکوت اجباری همرو یه جورایی عقده ای کرده...

شهاب

این ما هستیم که به دیگران میگیم باهامون چطور رفتار کنند شنیدن و حرف زدن باید متعادل باشه زیاد حرف بزنی وراجی کم حرف بزنی مشکل روحی داری راه حل : هر کی اومد دیدی فقط داره فک میزنه بزن تو پرش اینقدر اینکار رو بکن تا یکی پیدا بشه که یکی بشنوه یکی بگه البته این روش منه که یکمی هم خشنه می تونی از خلاقیتت استفاده کنی و راه های دیگه ای پیدا کنی فقط فراموش نکن دنیای ما دنیای عمل و عکس العمله [نیشخند]

کوله پشتی

حضرت فاطمه زهرا " سلام الله علیها " می فرمایند: ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امیرالمومنین علی " علیه السلام " را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد. ( مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132) [گل][گل]

شاهرخ

1- گوش بودن خیلی سخته... ولی خوب کارای سختن که معمولا ارج و اجر دارن... 2- این موسیقی وبلاگت رو کاش می شد با گذاشتن یه دکمه کنترل کرد!! البته این فقط یه پیشنهاده...

فرشته

نازی خیلی باحال بود.کاش از اولین نوشته هات خونده بودم تا بهتر میفهمیدمت چون فهمیدمت