باران

...وای اینجا داره یه بارون خوشگل میباره....

...چقدر دلم برای بارون تنگ شده بود...

چقدر ترانه باران با صدای حبیب الان میچسبه...

 

...

بزن باران نسیم از رفتن افتاد
بزن باران دل از دل بستن افتاد


بزن باران به رویشخانهء خاک
گـُل از رنگ و گیاه از رُستن افتاد


بزن باران که دیوان در کمین اند
پلیدان در لباس ِ زُهد و دین اند


به دشتستان ِ خون و رنج ِ خوبان
عَلمداران ِ وحشت خوشه چین اند


بزن باران ستمکاران به کارند
نهان در ظلمت ، اما بی شمارند


بزن باران ، خدارا صبر بشکن
که دیوان حاکم ِ مُلک و دیارند


بزن باران فریب آئینه دار است
زمان یکسر به کام ِ نابکار است


به نام ِ آسمان و خدعهء دین
بر ایرانشهر ، شیطان شهریار است.


سکوت ِ ابر را گاه ِ شکست است
بزن باران که شیخ ِ شهر مست است


ز خون ِ عاشقان پیمانهء سرخ
به دست ِ زاهدان ِ شب پرست است


بزن باران وگریان کن هوا را
سکون بر آسمان بشکن ، خدارا


هزاران نغمه در چنگ ِ زمان ریز
ببار آن نغمه های آشنا را


بزن باران جهان را مویه سرکن
به صحرا بار و دریا را خبر کن


بزن باران و گــَرد از باغ برگیر
بزن باران و دوران دگر کن

 

بزن باران به نام ِ هرچه خوبی ست
بیفشان دست ، وقتِ پایکوبی ست


مزارع تشنه ، جوباران پُر از سنگ
بزن باران که گاه ِ لایروبی ست


بزن باران و شادی بخش جان را
بباران شوق و شیرین کن زمان را


به بام ِ غرقه در خون ِ دیارم
بپا کن پرچم ِ رنگین کمان را


بزن باران که بی صبرند یاران
نمان خاموش ، گریان شو ، بباران


بزن باران بشوی آلودگی را
ز دامان ِ بلند ِ روزگاران

 

/ 5 نظر / 12 بازدید
باران

..یا این ترانه... صدای پای بارون رو سنگفرش خیابون صدای چیک چیک آب تو کوچه و تو ناودون آی که چه آروم آروم از تو برام میخونه بی تو دلم میگیره تو این سکوت خونه...

مارکوی بازی گوش

سخت است حرفت را نفهمند سخت تر این است ، که حرفت را اشتباهی بفهمند پ ن : کاش می فهمیدند که چه می گوییم ... ...

دل شکسته نشانی باشد

باران ببار... که این دل تشنه شده کویر زقهرت... ابرهای اسمان رویایم زاحساس شدن تهی... باران ببار... که دل ابرک رویایم در حسرت باران نگاهش تار و پودی خالی از رویا پرده می سازد...