خسته ام...

...خسته ام

...خیلی خیلی خسته ام

 

/ 7 نظر / 5 بازدید
یک وبلاگ نویس

:_"-". رنگي كنار شب بي حرف مرده است. مرغي سياه آمده از راههاي دور مي خواند از بلندي بام شب شكست. سرمست فتح آمده از راه اين مرغ غم پرست. در اين شكست رنگ از هم گسسته رشته هر آهنگ. تنها صداي مرغك بي باك گوش سكوت ساده مي آرايد با گوشوار پژواك. مرغ سياه آمده از راههاي دور بنشسته روي بام بلند شب شكست چون سنگ ، بي تكان. لغزانده چشم را بر شكل هاي درهم پندارش. خوابي شگفت مي دهد آزارش: گل هاي رنگ سر زده از خاك هاي شب. در جاده هاي عطر پاي نسيم مانده ز رفتار. هر دم پي فريبي ، اين مرغ غم پرست نقشي كشد به ياري منقار. بندي گسسته است. خوابي شكسته است. روياي سرزمين افسانه شكفتن گل هاي رنگ را از ياد برده است. بي حرف بايد از خم اين ره عبور كرد: رنگي كنار اين شب بي مرز مرده است. سروده : سهراب سپهری |-:|_/|-::

شقایق

همدردیم عزیزم درست میشه

زمزمه عشق

سلام مرسی[گل] لینکت کردم بخند[چشمک][لبخند] بعضی وقتا همه همین طوریم، درست می شه...

Aria Lonely

شاید باور نکنی که من هم خسته هستم به طور فجیع ... همدردی میکنم و درک میکنم خستگی را