فقر عشق...

...میگن طرف گرسنگی نکشیده که عاشقی از یادش بره ...

واقعا هر کی گفته ... درست گفته ...

...بعضی وقتا احساس میکنم از سرِ بی دردیه ...که منم این دردِ عشقو برای ِ خودم دست و پا کردم...بگم ما هم درد داریم...

آخه اینم شد درد...؟؟!!

...

اما خداییش ...بد دردیه..درد دوری از کسی که دوسش داری ... اینم یه نوع فقر دیگه....نیست؟؟!!

 

/ 12 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجید

سلام جالب بود اگه تونستید یک سر به من بزنید ونظرتونو بگیدممنون میشم

رضا

از تما م دنیا فقط چشمها یت را خواستم... آیا آسمان سهم زیادیست از دنیا ؟؟؟؟ [متفکر][متفکر]

شهاب

ای بابا ضرب المثل رو چرا خراب کردی میگه "عاشقی نکشیدی گشنگی از یادت بره " حالا من نمیدونم چه اصراریه ضربالمثلو عوض کنید [نیشخند]

شب گرد

خواندم!

شروینسا

او سر سپرده می خواست من دل سپرده بودم آره گرنگی که بکشی خدا همیادت میره چه برسه عاشقی . ممنون که سر زدی

پرسبز

سلام... باهات موافقم اما فکر میکنم : این نیز بگذرد!!!

سپیده

بلاگ خیلی خوبی داری.مطالبتم خیلی دوست دارم.همشو خوندم. ممنون که به من هم سر میزنی[گل]

توحید

اره واقعا سخته. ولی ..................

امید

وقتی تو شب گم می‌شدم ستاره شب‌شکن نبود میون این شب‌زده‌ها کسی به فکر من نبود وقتی تو شب گم می‌شدم همخونه خواب گل می‌دید همسایه از خوشه خواب سبد سبد خنده می‌چیــــــد آواز خون کوچه‌ها شعرهاش رو از یاد برده بود چراغها خوابیده بودن شعله‌شون رو باد برده بود آخ اگه شب شیشه‌ای بود پل به ستاره می‌زدم شکست آیینه شب رو نیزه خورشیــد می‌شدم آخ اگه مرگ امون می‌داد دوباره باغ می‌شدم تو رگ یخ بسته شب نبض چــــراغ می‌شدم وقتی تو شب گم می‌شدم ستاره شب‌شکن نبود میون این شب‌زده‌ها کسی به فکـر من نبود آخ که تو اقیانوس شب سوختنم رو کسی ندید تو برزخ بیداد شب کسی به دادم نرسید وقتی تو شب گم می‌شدم دلم می‌خواست شعله بشم رو سایه‌های یـــخ زده دست نوازش بکشــم دلم می‌خواست آشتی بدم تگرگ رو با اقاقیا خورشید مهربونی رو مهمون کنم به خونه‌ها آخ اگه مرگ امون می‌داد دوباره باغ می‌شدم تو رگ یخ بسته شب نبض چراغ می‌شدم